سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

350

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

اگر عقايد غلات را درباره حلول نور خدا در على ( ع ) ، كه در بالا بدان اشاره رفت ، با توصيف جابر از امامان به عنوان « سايه‌هاى نور » و « اجسام درخشان » مقايسه كنيم متوجه گرايش فكرى مشترك بين اين دو خواهيم شد . شايد بدين خاطر است كه غلاتى كه بعد از جابر ظهور كردند او را منادى خود مىدانستند . از اظهارات ابو الخطاب و جانشينان او كه مدعى بودند جابر سلف آنها است اين موضوع را درمىيابيم . از اين‌رو گفته مىشود كه ام الكتاب شامل تعاليم امام محمد باقر ( ع ) ، جابر ابن عبد الله الانصارى و جابر الجعفى است . ( 54 ) رساله الجعفى ، نوشته مذهبى ديگرى است كه شامل آئين‌هاى اسماعيلى بوده و عمدتا بر پايه بيانات جابر به روايت امام باقر ( ع ) قرار دارد . ( 55 ) ظاهرا هيچ يك از كتاب‌هاى ام الكتاب و يا رساله الجعفى معرف ديدگاههاى امام پنجم نيستند و احتمالا بخش مختصرى از تعاليم جابر در آن وجود دارد . با وجود اين ، نكته مهم اين است كه غلات بعد از خطّابيه ، او را به عنوان پدر خود مىشناختند . در عين حال ، علىرغم اين حقيقت كه غلو را هميشه و به كرات امامان شيعه محكوم مىكردند تعدادى حديث كه شامل عقايد غلات مىباشد در مجموعه احاديث شيعه راه يافتند . اكثر اين احاديث از جابر الجعفى روايت مىشود . در حال حاضر به هيچ وجه نمىتوان تعيين كرد كه آيا جابر خود نويسنده اين احاديث بوده است يا غلات بعد از مرگ او به نام او اين احاديث را ساخته و به دو منسوب كرده‌اند . در ميان دانشمندان علم حديث از سنى و شيعه ، اندك توجهى به ماده حديث معطوف شده است . معمولا ، قبول يا رد يك حديث بر اساس اعتبار ، اعتماد و وثوق ناقل يا راوى حديث قرار دارد . در دانش حديث در ميان شيعيان ، معيار عمده اين بود كه اگر پيروى صادقانه و فداكارانه شخصى به امام زمان خود به اثبات مىرسيد ، احاديث او قابل قبول بودند . با وجود اين ، جابر ، علىرغم تمايلات و مبالغه‌هاى نيم غلاتى خود ، موفّق يا مجعول ، در طول زندگيش به امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) مؤمن ماند . هنگامى كه محمد بن يعقوب الكلينى ( متوفى 328 / 939 ) نخستين مجموعه احاديث شيعه را در كتابى به نام الكافى فى العلم الدين گردآورى كرد ، هدفش